400 اصطلاح انگلیسی همراه با معنی + ویدئو | English Idioms

اصطلاحات مهم انگلیسی در 11 دسته بندی

اصطلاحات انگلیسی برای درک بهتر مکالمات روزمره ضروری هستند. اصطلاحات یا idioms نباید به صورت کلمه به کلمه ترجمه شوند، بلکه باید معنی آن‌ها را با هم یاد بگیریم.

در این مقاله قصد داریم لیست‌هایی از لغات و اصطلاحات مهم برای درک مکالمات انگلیسی را در اختیارتان قرار دهیم تا بهتر و بیشتر مکالمه‌های انگلیسی را متوجه شوید. پس تا آخر این مقاله پرکاربرد با ما همراه باشید.

اصطلاحات انگلیسی idioms

اصطلاح در انگلیسی، عبارت، گفتار یا گروهی از کلمات با معنای استعاری (نه تحت اللفظی) است که در جامعه پذیرفته شده است و همه ان را با معنای پنهانی ان می‌شناسند.

معنای نمادین یک اصطلاح، با معنای تحت اللفظی یا معنی تک تک کلمات آن متفاوت است. تعداد زیادی اصطلاح وجود دارد و در همه زبان ها بسیار رایج هستند. تخمین زده می شود که حداقل 25000 عبارت اصطلاحی در زبان انگلیسی وجود داشته باشد.

اصطلاحات زبان را تکامل می‌دهند. آنها سنگ بنای یک زبان و تمدن هستند. آنها همچنین تاثیر زیادی برای ایجاد یک زبان هیجان انگیز و پویا دارند. عبارات اصطلاحی تصویری دیدنی را برای گفتار روزمره به ارمغان می‌آورند و بینش قانع‌کننده‌ای را در مورد استفاده از کلمات، زبان‌ها و فرآیندهای فکری گویندگانشان ارائه می‌کنند. اصطلاحات دارای حس رمز و راز و سرگرم کننده هستند.

چه چیزی اصطلاحات را دشوار می کند؟

آن‌چه اصطلاحات را سخت می‌‌کند، معنای آن‌هاست. درک اصطلاحات آسان نیست به ویژه برای افراد غیر بومی، زیرا مفهوم آنها معمولاً نمادین است. این ویژگی آنها را برای زبان آموزان انگلیسی عجیب و دشوار می کند. برای مثال در زبان فارسی” نرود میخ آهنین در سنگ” یک اصطلاح است که معنی آن هیچ ربطی به میخ و سنگ ندارد؛ بلکه یعنی انسان سرسخت هیچ نصیحتی را نمی‌پذیرد یا هیچ حرفی در مغزش فرو نمی‌رود!

Source: theidioms.com

اصطلاحات انگلیسی کاربردی با حیوانات

لغات و اصطلاحات رایج مربوط به حیوانات (animals) در انگلیسی

  • Beat a dead horse

به معنی تلف‌کردن وقت و انرژی روی موضوعی تغییرناپذیر است.

  • Crocodile tears

به معنی اشک تمساح است. (اشک‌ریختن مصنوعی)

  • Eager beaver

به معنی فردی تیز، باهوش و پُرتلاش است.

  • Early bird

به معنی یک فرد سحرخیز است.

  • Elephant in the room

به معنی روشن و واضح‌بودن موضوعی است که کسی نمی‌خواهد توضیح اضافه‌ای برایش بدهد.

مشاهده این مقاله: 28 بهترین فیلم ها برای تقویت زبان انگلیسی

  • Kill two birds with one stone

به معنی دو نشان را با یک سنگ‌زدن است.

  • Let the cat out of the bag

به معنی برملاشدن یا آشکارکردن راز است.

  • Nest egg

به معنی مبلغ زیادی از پول که ذخیره‌شده است، است.

  • Quick buck

به معنی پولی است که راحت و سریع بدست می‌آید.

  • Rat race

 به معنی روتین روزانه‌ی خسته‌کننده و رقابتی است.

  • Screw the pooch

به معنی باختن، مشکل‌ درست‌کردن و اشتباه بزرگی‌کردن است.

  • Ugly duckling

به معنی جوجه اردک زشت است. فردی زشت و بی‌استعداد که تبدیل به فردی زیبا و بااستعداد می‌شود.

  • Two shakes of a lamb’s tail

به معنی سریع و زود است.

  • Wild goose chase

به معنی تعقیب و پیگیری بی‌نتیجه است.

  • Ants in your pants

به معنی نگران و دلواپس‌بودن است.

  • Drop like flies

به معنی مُردن یا فروریختن است.

  • No spring chicken

به معنی سن و سال پیداکردن و پیرشدن است.

  • Cash cow

به معنی فرد یا یک وسیله‌ی پول‌ساز است.

از دست ندهید: 60 لغت و عبارت رایج درباره “فیلم و سینما” | Movie Expressions

  • Kettle of fish

به معنی مشکل یا موقعیت سخت و دشوار است.

  • Rabbit hole

به معنی موقعیت یا محیطی گیج‌کننده، عجیب و غیرمنطقی است.

  • Have a cow

به معنی عصبانی و دیوانه‌شدن است.

  • A bird in the hand is worth two in the bush

چیز یا موقعیتی که الان در حال حاضر دارید بهتر از چیز یا موقعیتی است که ممکن است بعدا داشته باشید (اصطلاحا در فارسی به معنی “نقد را ول نکن و نسیه را بچسب”).

  • You can lead a horse to water, but you can’t make him drink

به این معنی است که شاید بتوانید مسیر و راه درست را به کسی نشان دهید، ولی نمی‌توانید او را مجبور به تصمیم درست گرفتن بکنید.

  • You can catch more flies with honey than you can with vinegar

به معنی این است که با اخلاق و رفتار خوب می‌تواید به چبزهایی که می‌خواهید برسید.

  • Let sleeping dogs lie

این اصطلاح به معنی “سر بحث را باز نکن” در فارسی است.

  • Hear something straight from the horse’s mouth

به این معنی است که اصل قضیه یا اتفاق را باید از کسی که در آن اتفاق دخیل بوده است پرسید.

  • Every dog has his day

این اصطلاح به این معنی است که هر کسی حداقل یک‌بار شانس انجام کاری را پیدا می‌کند.

  • Don’t beat a dead horse

به این معنی است که باید ادامه داد و هر چیزی که گذشته، دیگر گذشته و نباید به آن‌ فکر کرد.

  • Curiosity killed the cat

به این معنی است که از پرسیدن سوال و گرفتن اطلاعات بیش از حد پرهیز کن!

  • There are other fish in the sea

به معنی این است که اگر فرصتی را از دست دادی نگران نباش چون فرصت‌های دیگری برایت به وجود خواهند آمد.

  • It’s raining cats and dogs

این اصطلاح زمانی که باران زیادی می‌بارد استفاده می‌شود.

  • He has bigger fish to fry

این اصطلاح به این معنی است که او مسائل بیشتر و مهم‌تری برای فکرکردن و رسیدن به آن‌ها دارد.

  • Go on a wild goose chase

به معنی کار بی‌هدفی انجام‌دادن است.

  • Birds of a feather flock together

این اصطلاح هم‌معنی با ضرب‌المثل فارسی “کبوتر با کبوتر، باز با باز کند پرواز” است.

  • Go cold turkey

به معنی ناگهانی از کار یا عادتی خطرناک دست‌کشیدن یا ترک‌کردن است.

  • Eat like a bird

به معنی کم‌غذابودن و غذای کمی خوردن است (بدغذا بودن)

  • Eat like a horse

به معنی غذای زیادی خوردن است (خوش‌اشتها بودن)

 

اصطلاحات رایج مربوط به بدن (body) در انگلیسی

سراپاگوش‌بودن

  • Get a head start

به معنی زود یا زودتر از بقیه کاری را شروع‌کردن است.

  • Fat chance

به معنی بعیدبودن یا دورازذهن‌بودن اتفاق افتادن چیزی است.

  • Face the music

به معنی با عواقب و نتایج چیزی روبه‌روشدن است.

  • Cold feet

به معنی استرس‌داشتن یا مضطرب‌بودن قبل از یک رویداد یا اتفاق است.

از دست ندهید: 500 “کالوکیشن انگلیسی” + معنی و فیلم آموزشی | Collocations

  • All ears

به معنی سراپاگوش‌بودن است.

  • Achilles heel

به معنی نقطه‌ضعف یا نقطه‌ضعف‌داشتن است.

  • Easy on the eyes

به معنی بدنی جذاب داشتن است.

  • Neck and neck

به معنی نزدیک به‌هم‌بودن یا در یک سطح بودن است.

  • Hand in glove

به معنی رابطه‌ای نزدیک با کسی داشتن است.

  • Beauty is in the eye of the beholder

به معنی ضرب‌المثل فارسی “علف باید به دهن بزی شیرین بیاید” است. در کل به این معنی‌ است که مفهوم زیبایی برای هر شخصی متفاوت است.

  • Coming out of my ears

به معنی مقدار زیادی از چیزی است.

  • Apple of my eye

به معنی نورِ چشم یا نورِ چشمی است.

  • My heart goes out to you

به معنی احساس همدردی یا همدلی‌کردن با کسی است.

  • An arm and a leg

به معنی خیلی گران‌بودن است.

  • Zip your lip

به معنی ساکت‌بودن است.

  • Wet behind the ears

به معنی خام و بی‌تجربه‌ بودن است.

  • Wear your heart on your sleeve

به معنی بی‌ریا و اصیل بودن است.

  • Upper hand

به معنی برتری و امتیاز است.

  • See eye to eye

به معنی موافق و هم‌نظربودن است.

از دست ندهید: مهارت‌های چهارگانه زبان انگلیسی

  • Rule of thumb

به معنی قانون اصلی و کلی است.

  • Pull yourself together

به معنی از لحاظ احساسی خود را جمع و جورکردن و کنترل احساسات را در دست گرفتن است.

  • Put yourself in my shoes

به معنی خود را در موقعیت کسی قراردادن و با آن شخص احساس همدردی کردن است.

  • Pain in the neck

به معنی کسی یا چیزی است که باعث می‌شود تا ناراحت و عصبی شوید. (به اصطلاح اعصاب شما را بهم می‌ریزد.)

  • Over my dead body

در فارسی به معنی اصطلاح “مگر از روی نعش من رد شوی” است. این اصطلاح زمانی استفاده می‌شود که با چیزی مخالف باشید و خواسته باشید مانع از انجام آن شوید.

  • Neck of the woods

به معنی همسایه یا هم‌محله‌ای است.

  • Lion’s share

به معنی اکثریت است.

  • Let your hair down

به معنی ریلکس‌بودن و خوش‌گذراندن است.

  • Keep your chin up

به معنی خوش‌بین و خوشحال‌بودن است.

  • In over my head

در فارسی به معنی اصطلاح “لقمه بزرگ‌تر از دهان خود برداشتن” است. (تلاش برای انجام چیزی بسیار سخت)

  • Head over heels

به معنی عاشق‌شدن است.

  • Get out of hand

به معنی از دست‌دادن کنترل چیزی یا از کنترل خارج‌شدن است.

  • Pull someone′s leg

به معنی با کسی شوخی‌کردن یا سربه سر کسی گذاشتن است.

  • Wrap your head around something

به معنی فهمیدن موضوعی پیچیده و سخت است.

  • A bird in the hand is worth two in the bush

چیز یا موقعیتی که الان در حال حاضر دارید بهتر از چیز یا موقعیتی است که ممکن است بعدا داشته باشید (اصطلاحا در فارسی به معنی “نقد را ول نکن و نسیه را بچسب” است).

  • Costs an arm and a leg

به معنی خیلی گران‌بودن است.

  • Hit the nail on the head

به معنی به درستی و دقیقی انجام‌دادن یا فهمیدن چیزی است.

  • Have your head in the clouds

به معنی سربه هوا بودن و تمرکز نداشتن است.

  • Hear something straight from the horse’s mouth

به این معنی است که اصل قضیه یا اتفاق را باید از کسی که در آن اتفاق دخیل بوده است پرسید.

  • Give someone the cold shoulder

به معنی کسی را نادیده‌گرفتن یا به کسی بی‌محلی کردن است.

  • By the skin of your teeth

به معنی بسیار آشکار و بطور عریان است.

  • Twist someone′s arm

به معنی کسی را به خوبی متقاعدکردن برای انجام کاری است؛ حتی اگر زیاد راغب به انجام آن نیز نباشند. (یا متقاعد شدن)

  • Stab someone on the back

به معنی از پشت به کسی خنجرزدن است (به اعتماد کسی خیانت‌کردن است).

  • Lose your touch

به معنی از دست‌دادن استعداد یا توانایی مواجهه یا برخورد با موضوعات مختلف است.

  • To have sticky fingers

به معنی دزدی‌کردن است.

  • To be closefisted

به معنی خسیس‌بودن است.

  • Living hand to mouth

به معنی این است پول زیادی برای زندگی‌کردن ندارند (تنها جرج خورد و خوراک دارند و دستشان به دهانشان نمی‌رسد).

  • Find your feet

به معنی خود را تطبیق‌دادن یا به محیط یا چیز جدیدی عادت‌کردن است.

  • Have a sweet tooth

به معنی عاشق شیرینی و شکلات بودن است.

اصطلاحات انگلیسی با لباس‌ها (clothes) 

لغات و اصطلاحات رایج مربوط به لباس‌ها (clothes)

  • Quacking in my boots

به معنی زهرترک‌شدن یا ترسیدن است.

  • Ants in your pants

به معنی دلواپس، نگران یا کنجکاو بودن در مورد چیزی یا کسی است.

  • Dress to kill

به معنی به قصد جلب توجه تیپ‌زدن و لباس‌های بسیار زیبا پوشیدن است.

مطالعه بیشتر: آموزش تصویری انواع پوشاک در زبان انگلیسی در7 دسته بندی

  • Zip it

به معنی ساکت‌بودن یا ساکت‌شدن است.

  • Zip your lip

به معنی سکوت‌کردن است.

  • Velvet glove

به معنی نجیب و کاری بودن است.

  • Put a sock in it

به معنی سکوت کردن است. (یا زمانی که از کسی می‌خواهید تا ساکت شود.)

  • Keep your shirt on

به معنی ریلکس‌ و آرام‌بودن است.

  • Knock your socks off

به معنی زمانی است که از چیزی بسیار هیجان‌زده شده‌اید.

  • Fit like a glove

به معنی اندازه  یا سازگار‌بودن است.

  • Do something at the drop of a hat

به معنی کاری را بدون برنامه‌ریزی قبلی و ناگهانی انجام‌دادن است.

 

اصطلاحات انگلیسی  با رنگ‌ها (colors) 

لغات و اصطلاحات رایج مربوط به رنگ‌ها (colors)

  • Every cloud has a silver lining

این اصطلاح را می‌توان معادل ضرب‌المثل فارسی “در نومیدی بسی امید است” دانست. به این معنی که در هر موقعیت سخت و دشواری هنوز ذره‌ای امید وجود دارد.

  • Yellow streak

به معنی داشتن ویژگی یا خصیصه ترس و ضعیف‌بودن است.

  • On a silver platter

به معنی بدست‌آوردن یا گرفتن چیزی بدون هیچ زحمتی است.

  • Out of the blue

به معنی ناگهان است.

  • Once in a blue moon

به معنی بسیار بعید و غیرمنتظره است.

  • Black and blue

به معنی کبودی و خون‌مُردگی بر اثر ضربه و تصادف است.

  • Bolt from the blue

به معنی چیزی است که ناگهانی و بدون اخطاردادن اتفاق می‌افتد.

  • The pot calling the kettle black

این عبارت هم‌معنی ضرب‌المثل فارسی “دیگ به دیگ می‌گوید رویت سیاه” است.

  • In the red / in the black

این اصطلاح تقریبا هم‌معنی با اصطلاح فارسی “دخل و خرج به هم نخوردن” است (یعنی میزان پولی که خرج می‌کنید از مقدار پولی که در می‌آورید بیشتر است).

از دست ندهید: معرفی 8 تا از بهترین سریال ها برای یادگیری زبان انگلیسی

اصطلاحات انگلیسی با غذا (food) 

لغات و اصطلاحات رایج مربوط به غذا (food) در انگلیسی

  • Eat your heart out

به معنی جلب‌کردن یا جلب‌شدن توجه به چیزی دست‌نیافتنی است.

  • Brownie points

به معنی جایزه برای انجام یک کار خوب و نیکو است.

  • Kettle of fish

به معنی یک موقعیت یا یک مشکل سخت و دشوار است.

  • Go bananas

به معنی عصبانی، دیوانه یا هیجان‌زده‌شدن است.

  • Greener pastures

به معنی یک موقعیت امیدبخش و نویددهنده بیشتر است.

  • Variety is the spice of life

به معنی  این است که تجربیات مختلف زندگی را زیباتر و جذاب‌تر می‌کنند.

  • In a pickle

به معنی در مخمصه افتادن یا گرفتارشدن است.

  • Apple of my eye

به معنی نورِچشم یا نورچشمی است.

  • Walking on eggshells

به معنی بسیار احتیاطکردن در شرایطی خاص یا نسبت به شخص خاصی است.

از دست ندهید: 8 تا از بهترین “مستندها” برای تقویت زبان انگلیسی

  • Veg out

به معنی بسیار غذاخوردن است.

  • Take the cake

به معنی بهترین یا بدترین بودن در کاری یا چیزی است.

  • Piece of cake

به معنی بسیار آسان است.

  • My cup of tea

به معنی چیزی لذت‌بخش است.

  • Icing on the cake

به معنی جایزه یا سود یک چیز است.

  • In a nutshell

به معنی نتیجه‌گیری است.

  • Gravy train

به معنی راهی برای بدست‌آوردن مقدار زیادی پول است.

  • Fill to the brim

به معنی گنجایش و ظرفیت چیزی پرشدن است.

  • Cup of joe

به معنی یک فنجان قهوه است.

  • Cream of the crop

به معنی بهترین فرد یا چیز در یک گروه است.

  • Bad egg

به معنی یک انسان بد و غیر قابل اعتماد است.

  • You can’t make an omelet without breaking some eggs

به معنی این است که هرچیزی بها و هزینه‌ای دارد.

  • You can lead a horse to water, but you can’t make him drink

به این معنی است که شاید بتوانید مسیر و راه درست را به کسی نشان دهید، ولی نمی‌توانید او را مجبور به تصمیم درست گرفتن بکنید.

  • You can catch more flies with honey than you can with vinegar

به این معنی است که با اخلاق و رفتار خوب می‌توانید چیزهایی که می‌خواهید را به دست آورید.

  • Like two peas in a pod

این اصلاح زمانی به کار می‌رود که خواسته باشید بگویید دو نفر یا دوچیز همیشه باهم هستند.

  • An apple a day keeps the doctor away

به این معنی است که خوردن سیب برای بدن مفید است و باعث می‌شود تا کمتر مریض شوید.

  • A storm in a teacup

به این معنی است که گاهی‌اوقات اشتباهات کوچک نیز می‌توانند منجر به آشوب و هیاهوهای بزرگ شوند.

  • You can’t have your cake and eat it too

به معنی این که نمی‌توانید همه‌چیز را باهم و یک‌جا داشته باشید.

  • There’s no such thing as a free lunch

این اصطلاح به این معنی است که هیچ جیزی مفت و رایگان نیست.

  • Take it with a grain of salt

به این معنی است که زیاد نباید زندگی یا مسائل را سخت گرفت.

  • Spill the beans

به معنی رازی را فاش‌کردن است.

  • Put something on ice

به معنی چیزی را به تعویق انداختن است.

  • On thin ice

از این اصطلاح زمانی استفاده می‌شود که خواسته باشیم به کسی بگوییم که اگر اشتباه دیگری از او سر بزند، اتفاقات ناخوشایندی می‌افتد.

  • Don’t put all your eggs in one basket

به این معنی است که کاری که داری انجام می‌دهی بسیار ریسکی است.

  • Don’t cry over spilt milk

این اصطلاح هم‌معنی با ضرب‌المثل فارسی “آب ریخته‌شده را نمی‌شود جمع کرد” است.

  • Don’t count your chickens before they hatch

این اصطلاح هم‌معنی با ضرب‌المثل فارسی “جوجه را آخر پاییز می‌شمارند” است.

  • Bite off more than you can chew

به معنی “لقمه بزرگ‌تر از دهان خود برداشتن” است.

  • The best thing since sliced bread

به معنی این است که یک چیز یا یک اختراع بسیار خوب است.

  • Spice things up

به معنی چیزی را جالب‌تر و هیجان‌انگیزتر کردن است.

  • Be cool as a cucumber

به معنی ریلکس و آرام‌بودن است.

  • Be a couch potato

به معنی کسی است که بیشتر وقت خود را جلوی تلوزیون و  روی کاناپه می‌گذراند.

  • Bring home the bacon

به معنی نان‌آور خانه بودن و مایحتاج خانواده را تامین کردن است.

  • In hot water

به معنی در موقعیت حساس و شرایط سختی قرارداشتن است.

  • Compare apples and oranges

به معنی مقایسه‌کردن دو چیز  که کاملا باهم فرق دارند است.

  • Butter (someone) up

به معنی چاپلوسی‌کردن است.

  • Food for thought

به معنی چیزی است که ارزش فکرکردن به آن را دارد.

  • A smart cookie

به معنی فردی باهوش و بااستعداد است.

  • Packed like sardines

به معنی یک مکان یا موقعیتی است که تعداد زیادی افراد یا حیوانات در آن وجود دارند؛ مانند سالن کنسرت یا ورزشگاه.

  • Buy a lemon

به معنی چیز به دردنخور و بی‌ارزشی را خریدن است.

  • Bread and butter

به معنی شغلی است که حقوق بخور و نمیری دارد و با آن می‌توانید نیازهای اولیه‌تان را برآورده کنید.

  • A bad apple

به معنی فردی است که در گروه باعث مشکلات و دردسرهایی می‌شود یا تاثیر بدی روی دیگر اعضای گروه دارد.

  • Be a hard nut to crack

به معنی آدمی سرسخت است (کسی که کنارآمدن با او بسیار سخت است).

از دست ندهید: اسامی “میوه‌ها و سبزیجات” به انگلیسی

اصطلاحات پرکاربرد در انگلیسی مربوط به عشق (love)

لغات و اصطلاحات رایج مربوط به عشق (love) در انگلیسی

  • Double dating

به معنی زمانی است که دو زوج باهم به سر قرار عاشقانه می‌روند.

  • Drive me crazy

به معنی کسی را اذیت‌کردن یا کسی را عاشق خود کردن است.

  • Go hitched

به معنی ازدواج‌کردن است.

  • Head over heels

به معنی عاشق‌شدن است.

  • It takes two to tango

به معنی این است که برای انجام کاری بخصوص در دوست‌داشتن و عشق، به دو نفر نیاز است.

  • Joined at the hip

به معنی خیلی نزدیک‌بودن یا رابطه‌ای نزدیک‌داشتن با کسی است.

  • No love lost

به معنی نفرت زیاد یا تنفر بیش از حد نسبت به چیزی یا کسی است.

از دست ندهید: 100 “کپشن عاشقانه انگلیسی” اینستاگرام | Love Captions

لغات و اصطلاحات رایج مربوط به پول (money) در انگلیسی

لغات و اصطلاحات رایج مربوط به پول (money) در انگلیسی

  • Pay your dues

به معنی احترام کسب‌کردن بر اثر سخت کارکردن است.

  • Nickle and dime

به معنی ارزان و با سود بسیار کم است.

  • You bet

به معنی “بسیار مطمئن” یا “حتما” است.

  • Take a rain check

به معنی برنامه‌ریختن برای ملاقات دوباره در یک زمان دیگر است.

  • Quick buck

به معنی پولی است که راحت و آسان بدست می‌آید.

  • I bet

به معنی اینکه “فکر‌ می‌کنم”، “شرط می‌بندم” یا “مطمئنم” است.

  • Give no quarter

به معنی اصلا لطف و مرحمت نشان‌ندادن است.

  • Dirt cheap

به معنی بسیار ارزان و ناچیز است.

  • Easy come, easy go

این اصطلاح در فارسی معادل ضرب‌المثل “پول باد آورده را آب می‌برد” است.

  • A dime a dozen

به معنی بسیار رایج و معمولی است.

  • A penny for your thoughts

به معنی این است که  نظر و ایده‌هایت را بگو!

  • A penny saved is a penny earned

به این معنی است که پولی که امروز ذخیره کنی، می‌توانی فردا یا بعدا خرجش کنی.

  • Looks like a million dollars / bucks

به معنی بسیار شیک و زیبا به نظر رسیدن است.

  • Born with a silver spoon in one′s mouth

به معنی در یک خانواده بسیار پولدار به دنیا آمدن است (در ناز و نعمت بزرگ‌شدن)

  • To go from rags to riches

این اصطلاح هم‌معنی ضرب‌المثل فارسی “از فرش به عرش رسیدن” است.

  • To give a run for one′s money

به معنی با کسی بر سر موقعیت اجتماعی یا پول در آوردن رقابت‌داشتن است.

  • Pony up!

به معنی قرض یا بدهی را پرداخت‌کردن است.

  • To ante up

به معنی قرض و بدهی را پرداخت‌کردن است.

  • Break even

این اصطلاح زمانی استفاده می‌شود که نه پولی از دست بدهید و نه پولی به دست بیاورید (به عنوان مثال ممکن است برای خرید بلیط خود به مکانی 100 دلار هزینه کنید ولی همان شب در مسابقه‌ای همان مقدار پول را برنده شوید.)

  • Break the bank

به معنی بسیار گران‌بودن است.

  • To go Dutch

به معنی این است که هر کسی دُنگ خودش را پرداخت می‌کند.

  • To fork over money / shell out money

به معنی هزینه‌ی یک چیز گران را پرداخت‌کردن است.

از دست ندهید: آموزش لغات مربوط به بانک در زبان انگلیسی

اصطلاحات رایج در انگلیسی با اعداد

لغات و اصطلاحات رایج مربوط به اعداد (numbers) در انگلیسی

  • That makes two of us

به معنی این است که یک چیز یا موضوعی برای دو نفر درست و صحیح است.

  • Fifth wheel

به معنی فردی است که یک زوج را همراهی می‌کند. (منظور همان احساس اضافه‌ای که آن فرد دارد.)

  • Zero – sum game

به معنی شرایط و موقعیتی است که بُرد یک نفر باعث باخت نفر دیگری است.

  • Zero tolerance

به معنی یک تدبیر محکم در مقابل یک رفتار بد است.

  • Kill two birds with one stone

به معنی با یک سنگ دو نشان‌زدن است.

  • It takes two to tango

به معنی این است که برای انجام کاری بخصوص در دوست‌داشتن و عشق، به دو نفر نیاز است.

  • Hat trick

به معنی سه گل توسط یک بازیکن است.

  • Give no quarter

به معنی اصلا لطف و مرحمت نشان‌ندادن است.

  • A dime a dozen

به معنی بسیار رایج و معمولی است.

  • Don’t count your chickens before they hatch

این اصطلاح هم‌معنی با ضرب‌المثل فارسی “جوجه را آخر پاییز می‌شمارند” است.

  • A picture is worth 1000 words

به معنی این است که نشان‌دادن یا انجام‌دادن کاری از گفتنش بسیار بهتر است.

  • The whole nine yards

به معنی همه‌چیز و همه‌ی راه‌ها است.

  • A stitch in time saves nine

به این معنی است که چلوی یک مشکل کوچک را گرفتن، جلوی مشکلات زیادی که در آینده بخاطر آن قرار است به وجود آیند را می‌گیرد (پیشگیری بهتر از درمان است).

  • Get a second wind

به معنی انرژی مضاعف گرفتن با وجود خسته‌شدن است.

  • Once bitten, twice shy

این اصطلاح هم‌معنی با ضرب‌المثل فارسی “مارگزیده از ریسمان سیاه و سفید می‌ترسید” است.

  • Well begun is half done

به معنی  این است که یک شروع خوب برای انجام کاری، بسیار مهم است.

از دست ندهید: نحوه خواندن اعداد “اعشاری،کسری و درصدی” انگلیسی

اصطلاحات رایج انگلیسی مربوط به ورزش 

  • Neck and neck

به معنی نزدیک به‌هم‌بودن یا در یک سطح بودن است.

  • Throw in the towel

به معنی تسلیم‌شدن و ادامه‌ندادن است.

  • Settle the score

به معنی به دنبال انتقام‌گرفتن بودن است.

  • Make the cut

به معنی انتخاب‌شدن برای پیوستن به یک گروه یا تیم است.

  • Long shot

به معنی چیزی است که بسیار دست‌نیافتنی است و بدست‌آوردن آن سخت است.

  • Hat trick

به معنی سه گل توسط یک بازیکن است.

  • Ace in the hole

به معنی یک فایده یا سود مخفی در چیزی است.

  • To receive a kickback

به معنی رشوه یا پول غیرقانونی گرفتن است.

از دست ندهید: آموزش اسامی “حیوانات به انگلیسی” در 7 دسته‌بندی

اصطلاحات رایج انگلیسی مربوط به زمان (time

لغات و اصطلاحات رایج مربوط به زمان (time) به انگلیسی

  • Like clockwork

به معنی بسیار منظم و خودکار و بدون تاخیر است.

  • Time flies

به معنی این است زمان خیلی سریع می‌گذرد.

  • Yesterday’s news

به معنی چیزی است که جذابیت و نویی خود را از دست داده است.

  • Now or never

به معنی آخرین شانس برای انجام کاری است. (یا الان یا هیچ‌وقت)

  • Beat around the bush

به معنی از یک موضوعی طفره‌رفتن یا صحبت‌نکردن است.

  • Until hell freezers over

به معنی برای همیشه یا یک مدت زمان زیادی است.

  • Quality time

به معنی زمانی است که با خانواده، دوست و افراد دوست‌داشتنی می‌گذرد.

  • Question of time

به معنی یک ضرورت یا چاره‌ناپذیری است.

  • Many moons

به معنی مدت زمان طولانی است.

مطالعه بیشتر: معرفی کامل [اعضای بدن] به انگلیسی

اصطلاحات در انگلیسی

  • Vanish into thin air

به معنی ناگهانی یا بسیار سریع ناپدیدشدن است.

  • Every cloud has a silver lining

این اصطلاح را می‌توان معادل ضرب‌المثل فارسی “در نومیدی بسی امید است” دانست. به این معنی که در هر موقعیت سخت و دشواری هنوز ذره‌ای امید وجود دارد.

  • Under the weather

به معنی احساس خوبی‌نداشتن یا احساس مریضی‌کردن است.

  • Until hell freezers over

به معنی برای همیشه یا یک مدت زمان زیادی است.

  • Take a rain check

 به معنی برنامه‌ریختن برای ملاقات دوباره در یک زمان دیگر است.

  • Right as rain

 به معنی فیت و اندازه‌بودن یا احساس خوبی‌ داشتن است.

  • Sit tight

به معنی منتظرماندن و کاری انجام ندادن است (چون در بیشتر موارد از فرد خواسته می‌شود تا بدون اطلاع کاری انجام ندهد).

  • Pitch in

به معنی این است که همه باهم برای انجام کاری همکاری و همفکری داشته باشند.

  • Ring a bell

به معنی آشنا به نظررسیدن است.

  • Blow off steam

به معنی تخلیه‌کردن استرس یا عصبانیت خود با انجام یک کار مانند ورزش‌کردن است.

  • Cut to the chase

به معنی سر اصل مطلب رفتن و طفره‌نرفتن است (منظور و حرف اصلی خود را گفتن).

  • Up in the air

اصطلا در فارسی به معنی “روی هوا بودن” است؛ و وقتی چیزی روی هواست نامطمئن است.

  • On the ball

به معنی عکس‌العمل بسیار سریع و درست‌داشتن و هم‌چنین به معنی سریع متوجه مسائل شدن است.

  • Get over something

به معنی از پس چیزی برآمدن یا بهبود پیداکردن است.

  • To be loaded

به معنی در پول غلط‌زدن است (پول زیادی داشتن)

  • Make ends meet

حقوق بخور و نمیری داشتن به صورتی که  بتوانید تا آخر ماه که حقوق ماه بعدی را می‌گیرید، سر کنید.

  • Be out f the woods

به معنی عبورکردن از سخت‌ترین مرحله‌ی ماجرا یا انجام کاری است.

  • can′t see the forest for the trees

به معنی این است که اگر خیلی به نکات ریز یا جزئیات توجه کنید، از کلیت موقعیت یا اتفاق غافل می‌شوید.

  • Barking up the wrong tree

به معنی بیهوده انجام‌دادن کاری است که در آخر نتیجه‌ای که می‌خواهید را ندارد (اصطلاحا دارید بر سر فبری گریه می‌کنید که مرده‌ای داخلش نیست).

  • To nip something in the bud

به معنی جلوی موقعیت یا اتفاق بدی را از همان ابتدا گرفتن و مانع پیشرفتش‌شدن است.

  • Be as cold as stone

به معنی بی‌احساس و سردبودن است.

  • Clear as mud

به معنی واضح‌نبودن یا سخت و پیچیده‌بودن موضوع یا چیزی است.

  • Let the dust settle

به معنی “بگذار آب‌ها از آسیاب بیفتد” در فارسی است.

  • Bury your head under the sand

به معنی اجتناب‌کردن از موضوع یا چیزی خاصی از طریق نادیده‌گرفتن یا تظاهر به وجود نداشتن آن کردن است.

  • Sell ice to Eskimos

به معنی “زیره به کرمان بردن” در زبان فارسی است.

  • The tip of the iceberg

به معنی بخش کوچکی از یک چیز بزرگ‌تر بودن است.

  • Be the salt of the Earth

به معنی فردی راستگو و خوب بودن است.

  • Be down to Earth

به معنی عاقل و اهل‌عمل‌ بودن است.

  • Be a castle in the sky

به معنی رویا و آرزویی دست‌نیافتنی است.

  • Walking on air

به معنی بسیار خوشحال و ذوق‌زده بودن است.

  • Gain ground

به معنی معروف‌شدن، پیشرفت‌کردن و ارتقا یافتن است.

  • Make a mountain out of the molehill

به معنی “از کاه کوه ساختن” در زبان فارسی است.

  • Lost at sea

به معنی احساس نامطمئنی یا کلافگی‌کردن و هم‌چنین ندانستن انجام چه کاری است.

  • Go with the flow

به معنی “هرچه پیش آمد خوش آمد” در فارسی است.

  • Make waves

به معنی باعث دردسر یا مشکلات شدن و تغییرات بزرگی ایجادکردن است.

  • Poured oil on troubled waters

به معنی میانجی‌گری کردن و رابطه‌ی افرادی که باهم بحث و جدل داشتتند را خوب‌کردن است.

  • To get into deep water

به معنی در دردسرافتادن یا در موقعیت و شرایط سختی قرارگرفتن است.

  • A rising tide lifts all boats

به معنی این است که اگر اوضاع اقتصادی خوب باشد، همه‌ی مردم از آن سود می‌برند.

  • Rain or shine

به معنی “در هر حال یا در هر صورت” در فارسی است و زمانی استفاده می‌شود که چیزی که باید انجام شود، انجام می‌شود و مهم نیست چه اتفاقی بیفتد.

  • Under the sun

به معنی روی کره‌ی زمین است.

  • Chasing rainbows

به معنی دنبال‌کردن آرزوها و رویاها است؛ به طور کلی انجام کاری که محال و دست‌نیافتنی به نظر می‌رسد.

 

سخن پایانی

در این مقاله کوشیدیم تا رایج‌ترین و کاربردی‌ترین اصطلاحات در انگلیسی را در دسته‌های مختلف، در اختیارتان قرار دهیم تا بتوانید راحت‌تر و بهتر مکالمات انگلیسی را درک کنید و بفهمید. امیدواریم این مطلب برایتان جذاب و مفید بوده باشد. در صورت داشتن هرگونه سوال آن را در قالب کامنت برایمان بنویسید تا سریعا به آن‌ها پاسخ دهیم.

برچسب‌ها :

دوره آکادمی روان

3 دیدگاه. ارسال دیدگاه جدید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

دوره جامع آموزش زبان انگلیسی
ارتباط با ما

instagram       telegram          youtube    aparat

این مطلب را با دیگران به اشتراک بگذارید.

آخرین مطالب

فهرست