300 کلمه متضاد در انگلیسی + ویدئو و آموزش تصویری کلمات متضاد در زبان انگلیسی

کلمات متضاد در زبان انگلیسی

در هر زبانی تعدادی کلمه وجود دارد که کلمه دیگری از لحاظ معنایی در مقابل آن قرار می‌گیرد. به طور مثال در زبان فارسی هوای گرم متضاد هوای سرد است و برای توصیف صحیح آب و هوا باعث این کلمات را بشناسید. کلمات متضاد در زبان انگلیسی هم همین کار را انجام می‌دهند؛ با یادگیری آن‌ها دایره لغت شما گسترده‌تر شده و به راحتی می‌توانید از آن‌ها در مکالمات روزمره استفاده کنید.

آیا یادگیری کلمات متضاد در زبان انگلیسی مفید است؟

یادگیری کلمات متضاد در زبان انگلیسی

 

زمانی که شما یک کلمه و متضاد آن‌ را با یکدگیر یاد می‌گیرید، آن کلمه دقیق‌تر در ذهن شما حک شده و به خاطر سپردن آن راحت‌ می‌شود. با کمک این سبک از کلمات در مدت زمان کمتری می‌توانید تعداد زیادی از کلمات را یاد گرفته و با تکرار و تمرین به ذهن بسپارید. از آنجایی که دو کلمه مقابل هم قرار می‌گیرند، می‌توانید فلش کارت‌هایی تهیه کرده و یک کلمه را در سمت دیگر فلش کارت بنویسید. با این کار هر بار که از فلش کارت استفاده کنید، دو کلمه خواهید آموخت و با گذشت زمان تاثیر این سبک یادگیری را در مهارت‌های زبان انگلیسی خود پیدا خواهید کرد.

در ادامه این مقاله از آکادمی روان به معرفی پرکاربردترین کلمات متضاد در زبان انگلیسی خواهیم پرداخت.

کلمات متضاد در زبان انگلیسی

Words Antonyms Words Antonyms
Abolish

منسوخ کردن، از میان بردن

Create

ایجاد کردن، ساختن

Above

بالاتر، در بالا

Below, beneath

پایین

Absent

غایب

Present

حاضر

Abstract

جدا کردن

Concrete

بهم پیوستن

Abundance

فراوانی

Shortage, scarcity

کسری

Accept

موافقت کردن، پذیرفتن

Reject, refuse

رد کردن

Acquit

تبرئه کردن

Convict

محکوم کردن

Active

فعال

Passive

غیر فعال

Advance

پیش رفتن

Retreat

عقب نشینی کردن

Advantage

سود

Disadvantage

ضرر

Adversity

مشقت

Prosperity

موفقیت

Affinity

پیوستگی

Antipathy

احساس مخالف، نا سازگاری

Affirm

تصدیق کردن

Deny

انکار کردن

Affluence

فراوانی

Poverty

کمیابی

Agile

زیرک، زرنگ، چابک

Clumsy

دست و پا چلفتی

Agony

عذاب

Ease

آسایش

Agree

موافقت کردن

Differ

اختلاف داشتن

Agreeable

خوشایند

Disagreeable

ناخوشایند

Allow

اجازه دادن

Disallow, forbid

نپذیرفتن

Always

همیشه

Never

هرگز

All

همه

None

هیچکس

Alleviate

ارام کردن

Aggravate

خشمگین کردن

Ample

فراوان

Scanty

کم

Analysis

تجزیه

Synthesis

ترکیب

Ancestor

نیا

Descendant

نواده

Ancient

قدیمی

Modern

مدرن

Angel

فرشته

Devil

شیطان

Angry

خشمگین

Pleased

خرسند

Anonymous

ناشناس، بی نام و نشان

Authentic

موثق، معتبر، قابل اعتماد

Appear

ظاهر شدن

Disappear, Vanish

ناپدید شدن

Apostate

خاین

Loyalist

وفادار

Aristocrat

نجیب زاده

Plebeian

عامی

Arrival

آمدن، وارد شدن

Departure

رفتن

Artificial

مصنوعی، ساختگی

Real

اصل

Ascend

صعود کردن

Descend

نزول کردن

Assent

رضایت دادن

Dissent

اختلاف عقیده داشتن

Asset

بستانکاری

Liability

بدهکاری

Assail

حمله کردن

Defend

دفاع کردن

Awake

بیدار

Asleep

خوابیده

Best

بهترین

Worst

بدترین

Better

بهتر

Worse

بدتر

Blame

سرزنش

Praise

تحسین

Bad

بد

Good

خوب

Bless

برکت دادن

Curse

نفرین کردن فحش دادن

Backward

به عقب

forward, onward

جلو

Bitter

تلخ

Sweet

شیرین

Beautiful

زیبا

Ugly

زشت

Bravery

شجاعت

Cowardice

بزدلی

Beginning

شروع

Ending

پایان

Build

ساختن

destroy, demolish

نابود کردن

Below

پایین

Above

بالا

Bold

بی باک، باشهامت

timid, meek

ترسو

Big

بزرگ

small, little

کوچک، کم

Broad

عریض

Narrow

باریک

Careful

با احتیاط

rush, careless

بی دقت

Clear

تمیز، واضح

vague, cloudy

مبهم

از دست ندهید: 300 اسم پرکاربرد در زبان انگلیسی+ مثال در جمله | Common Nouns in English

لیست 2 کلمات متضاد در زبان انگلیسی

Words Antonyms Words Antonyms
Healthy

سالم

unhealthy, ill, diseased

ناسالم

Inside

داخل

Outside

خارج از

Here

اینجا

There

آنجا

Interior

درونی

exterior, outside

خارجی

Heavy

سنگین

Light

سبک

Solid

جامد

Liquid

مایع

Height

ارتفاع

Depth

عمق

Sober

هوشیار

Drunk

مست

Hero

قهرمان

Coward

ترسو

Speaker

سخنگو

Listener

شنونده

Horizontal

افقی

Vertical

عمودی

Sorrow

غم و اندوه

Joy

شادی

Humble

فروتن

Proud

مغرور

Straight

صریح

Crooked

پیچیده

Imitation

تقلید

Genuine

اصلی

Success

موفقیت

Failure

شکست

مطلب مفید: 120 “اسم غیر قابل شمارش” در انگلیسی (Noncount Nouns) | کاربرد + مثال

Clever

زرنگ

Stupid

احمق

Disease

بیماری

Health

تندرستی

Cold

سرد

Hot

گرم

Discourage

دلسرد کردن

Encourage

دلگرم کردن

Correct

صحیح

Incorrect

نا درست

Dry

خشک

Wet

خیس

Common

متداول

Rare

نادر

Early

زود

Late

دیر

Comfort

تسکین دادن

Discomfort

ناراحت کردن

Easy

اسان

Difficult
سخت
Cunning

مکار، موذی

simple

ساده

Encourage

تشویق کردن

Discourage

دلسرد کردن

Danger

خطر

Safety

ایمن

Employer

کارفرما

Employee

کارمند

Expand

توسعه دادن

Contract

منقبض کردن

Friend

دوست

Enemy

دشمن

False

نادرست

True

درست

Gather

جمع کردن

Distribute

پخش کردن

Fast

سریع

Slow

آرام

Giant

غول پیکر

dwarf, pygmy

قد کوتاه

Famous

معروف

Unknown

ناشناس

Great

بزرگ

minute, small, little

کوچک

Find

پیدا کردن

Lose

از دست دادن

Guilty

گناهکار

Innocent

بی گناه

First

اولین

Last
آخرین
Happy
خوشحال
Sad

ناراحت

Freedom

آزادی

Captivity

اسارت

Hard

سخت

Soft

نرم

Forget

فراموش کردن

Remember

بخاطر سپردن / آوردن

Hate

عشق

Love

نفرت

Interesting

جالب

uninteresting, dull

غیر جالب

Like

دوست داشتن

dislike, unlike

دوست نداشتن

Left

چپ

Right

راست

Misunderstand

سوء تفاهم / درست نفهمیدن

Understand

فهمیدن

مطالعه کنید: آموزش مصدر و اسم مصدر در زبان انگلیسی | Gerunds & Infinitives

افعال متضاد انگلیسی

Words Antonyms Words Antonyms
Accept

موافقت کردن، پذیرفتن

Reject, refuse

رد کردن

Insert

درج کردن

Extract

استخراج کردن

Agree

موافقت کردن

Differ

اختلاف داشتن

Inhale

تنفس کردن

Exhale

بیرون دادن

Affirm

تصدیق کردن

Deny

انکار کردن

Include

در برداشتن

Exclude

محروم کردن

Arrive

رسیدن

Depart

راهی شدن

Invest

اعطاء کردن، سرمایه گذاری کردن

Divest

محروم کردن

Allow

پذیرفتن

Forbid

ممنوع کردن

Lend

قرض دادن

Borrow

قرض کردن

Advance

تسریع کردن، جلو بردن

Retreat

عقب نشینی کردن

Lead

رهبری کردن

Follow

پیروی کردن از

Assemble

گردآوردن

Disperse

پراکنده کردن

Laugh

خندیدن

Weep

اشک ریختن، گریه کردن

Begin

شروع کردن

End

خاتمه دادن

Offer

تقدیم داشتن، پیشنهاد کردن

Refuse

نپذیرفتن، رد کردن

Conceal

پنهان کردن، مخفی کردن

Reveal

ظاهر ساختن، ظاهر کردن

Open

باز کردن، گشودن

Shut

بستن، مسدود کردن

Create

خلق کردن، افریدن

Destroy

نابود کردن، از بین بردن

Omit

انداختن، حذف کردن

Insert

جا دادن

Discharge

مرخص کردن

Convict

محکوم کردن

Recognize

بجا آوردن برسمیت شناختن

Ignore

رد کردن، چشم پوشیدن

Enrich

ثروتمند کردن

Impoverish

فقیر کردن

Rise

به پاخاستن، ایستادن

fall, set

زمین خوردن

Expose

نمایش دادن

Conceal

پوشاندن، پنهان کردن

Remember

بخاطر آوردن

Forget

فراموش کردن

Gather

گردآوردن، انباشتن، جمع آوری کردن

Scatter

پراکنده شدن

Smile

لبخند زدن

Frown

ابرو در هم کشیدن

Go

راهی شدن

Come

آمدن

Sleep

خوابیدن

Wake

بیدار شدن

Hide

پنهان کردن یا شدن

Seek

جستجو کردن

Sink

فرو رفتن

Swim

شنا کردن، شناور شدن

Help

کمک کردن

Hinder

مانع شدن

Teach

تعلیم دادن، اموختن

Learn

آموختن

Hurt

آسیب رساندن، صدمه زدن

Heal

التیام دادن، خوب کردن

Wax

رشد کردن، زیاد شدن

Wane

کم شدن

مطالعه کنید: آموزش “فعل در زبان انگلیسی” | انواع افعال انگلیسی + مثال

صفت های متضاد در انگلیسی

لیست لغات متضاد در انگلیسی

درس قبلی: صفت در انگلیسی چیست؟

Words Antonyms Words Antonyms
Ancient

قدیمی

Modern

مدرن

Masculine

مردانه

Feminine

زنانه

Active

فعال

Passive

غیر فعال

Material

مادی

Spiritual

معنوی

Attractive

جذاب

Repulsive

دفع کننده

Mental

ذهنی

Physical

فیزیکی

Barren

نازا

Fertile

بارور

Natural

طبیعی

Artificial

مصنوعی

Beautiful

زیبا

Ugly

زشت

Offensive

تهاجمی

Defensive

دفاعی

Clean

تمیز

Dirty

کثیف

Odd

فرد

Even

زوج

Clever

باهوش

Stupid

احمق

Public

عمومی

Private

خصوصی

Confident

دارای اعتماد به نفس

Diffident

فاقد اعتماد به نفس

Rash

بی پروا

Deliberate

حساب شده

Difficult

دشوار

Easy

آسان

Strict

سخت

Lenient

ملایم

Domestic

اهلی

Wild

وحشی

Solid

توپر

Hollow

گود

Deficient

ناقص

Proficient

ماهر

Singular

مفرد

Plural

جمع

Early

زود

Late

دیر

Stern

سخت گیر

Mild

مهربان

Far

دور

Near

نزدیک

Temporal

دنیوی

Spiritual

معنوی

Full

پر

Empty

خالی

Temporary

موقت

Permanent

دائمی

Fat

چاق

Thin

لاغر

Transparent

شفاف

Opaque

غیر شفاف

Great

بزرگ

Small

کوچک

Uniform

یکسان

Varied

متنوع

Guilty

گناهکار

Innocent

بی گناه

Vigorous

قوی

Feeble

ضعیف

Hard

سخت

Soft

نرم

Wide

پهن

Narrow

باریک

Important

مهم

Trivial

بی اهمیت

Warm

گرم

Cool

سرد

Intentional

عمدی

Accidental

تصادفی

Wise

عاقل

Foolish

نادان

مطلب پر بازدید: عاشقتم به انگلیسی

ویدیو آموزشی کلمات متضاد در زبان انگلیسی

 

4/5 - (1 امتیاز)

گیف دوره‌ی جامع آموزش زبان انگلیسی

پر بازدیدترین مطالب سایت:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

دوره جامع آموزش زبان انگلیسی
ارتباط با ما

instagram       telegram          youtube    aparat

این مطلب را با دیگران به اشتراک بگذارید.

آخرین مطالب

فهرست