در این مطلب از آکادمی روان تلاش کردهایم تا راهنمایی جامع و کامل از تمام گرامرها و لغات انگلیسی پایه یازدهم را برای شما جمعآوری کنیم. در این مطلب سعی شده تا با ذکر مثالهای مختلف به تمامی گرامرها و لغات انگلیسی پایه یازدهم اشاره شود. با ما همراه باشید.
آموزش گرامرهای انگلیسی پایه یازدهم
آموزههای مربوط به قواعد گرامر انگلیس پایه یازدهم به 3 درس مختلف تقسیم میشوند که در زیر به بررسی آنها میپردازیم.

درس اول
1. اسامی قابل شمار در زبان انگلیسی میتوانند شکل مفرد یا جمع داشته باشند. زمانی که از شکل مفرد این اسامی استفاده میکنیم باید حتماً پیش از آن a یا an (برای اسمهایی که حرف اول صدادار دارند) استفاده کنیم. البته چنانچه قبل از اسم قابل شمارش مفرد the یا سایر حرفهای دیگر آمده باشد، دیگر از a و an استفاده نمیکنیم. به مثالهای زیر توجه کنید:
• A car. (یک ماشین)
• A tree. (یک درخت)
• A fox. (یک روباه)
• An animal. (یک حیوان)
• I saw a fox in the city last night. The fox seemed ill. (من دیشب یک روباه در شهر دیدم. روباهه به نظر مریض میرسید)
• I heard many sentences in the classroom, but a particular sentence was very interesting to me. (من جملات زیادی در کلاس شنیدم اما یک جمله خاص برای من خیلی جذاب بود)
مطلب مفید: اسامی قابل شمارش و غیرقابل شمارش
2. اسامی غیرقابل شمارش در زبان انگلیسی شکل جمع ندارند و همیشه به صورت مفرد به کار میروند. اما برخلاف اسامی قابل شمارش مفرد، اسمهای غیرقابل شمارش هیچوقت با a و an نمیآیند، مگر در موارد استثنایی. به مثالهای زیر توجه کنید:
• Walking/work/football/running (پیادهروی/کار/فوتبال/دویدن)
• Air/ water/ juice (هوا/آب.آبمیوه)
• Metal/meat/bread (آهن/گوشت/نان)
• Hate/sadness/joy/anger (تنفر/ناراحتی/شادی/خشم)
3. در زبان انگلیسی برای شمارش اسمهای غیرقابل شمارش، از یک واحد شمارشی یا ممیز استفاده میکنیم. ممیزها یا واحدهای شمارشی در واقع خود اسمهای قابل شمارشی هستند که با حرف اضافه of به اسم غیرقابل شمارش جمله اضافه میشوند. به مثالهای زیر توجه کنید:
• A cup of water. (یک لیوان آب)
• A balloon of air. (یک بالن هوا)
• A bag of rice. (یک کیسه برنج)
• Three loafs of bread. (سه قرص نان)
• A slice of melon. (یک برش طالبی)
• Five kilos of meat. (پنج کیلو گوشت)
4. در زبان انگلیسی چند صفت شمارشی مبهم وجود دارد. صفتهایی مانند a lot of، lots of، many، some و غیره از جمله این صفتهای شمارشی مبهم هستند. بعضی از این صفتهای شمارشی مبهم با اسمهای قابل شمارش و بعضی دیگر با اسمهای غیرقابل شمارش به کار میروند. دقت کنید، اسامی قابل شمارشی که بعد از صفتهای مارشی مبهم قرار میگیرند حتماً باید شکل جمع داشته باشند. اصلیترین صفتهای شمارشی مبهم در زبان انگلیسی عبارتند از:
• A lot of/ lots of (تعداد زیاد)
• Some (مقداری)
• A little/Little (کمی، خیلی کم)
• Many (زیاد)
• Much (زیاد، خیلی زیاد)
• A few/Few (به تعداد کم/خیلی کم)
به مثالهای زیر توجه کنید:
• For a few dollars. (برای کمی دلار)
• I see many problems here. (من مشکلات زیادی در اینجا میبینم)
• They didn’t speak much about that day. (آنها زیاد در مورد آن روز صحبت نکردند)
• There are a lot of cars outside. (ماشینهای زیادی بیرون هستند)
• I bought some flowers for you. (من چند تا گل برای تو گرفتم)
5. برای اینکه بتوانید در زبان انگلیسی شمارش را به صورت درست و صحیح انجام دهید کافی است نکات زیر را رعایت کنید:
• در زبان انگلیسی برای شمردن چیزها ابتدا عدد، بعد صفت مربوط به اسم و بعد از آن اسم موصوف قابل شمارش را میآوریم. مانند:
A small house. (یک خانه کوچک)
Three angry wolves. (سه گرگ خشمگین)
• برعکس فارسی، در زبان انگلیسی اسمی که بعد از عدد میآید همیشه جمع بسته میشود. البته هرگز نباید خود عدد را جمع ببندیم. مانند:
One hundred students. (یکصد دانشآموز)
مطلب مرتبط: جمع بستن اسامی قابل شمارش
• برای بیان هزار، صد، میلیون و میلیارد و غیره میتوانید هم از a و هم از one استفاده کنیم. مانند:
A thousand/One thousand
A hundred/One hundred
درس دوم
در درس دوم از انگلیسی پایه یازدهم به آموزش افعال کمکی past participle میپردازیم.
1. وقتی میخواهیم به انگلیسی در مورد بازه زمانی صحبت کنیم که از قبل آغاز شده و تا الآن هم ادامه دارد، باید از افعال کمکی past participle یا زمان حال کامل استفاده کنیم. برای ساختن افعال past participle باید از کلمه have (has برای سوم شخص) پشت شکل سوم فعل اصلی استفاده کنیم. به نمونههای زیر توجه کنید:
• He has bought a new car. (او یک ماشین جدید خریده است)
• We have told you before. (ما قبلاً به تو گفته بودیم)
• They gone to a new place. (آنها به یک جای جدید رفتهاند)
• She has tricked all her coworkers. (او تمام همکاران خود را فریب داده است)
کاربرد افعال past participle برای شرایطی است که:
• در مورد عملی صحبت میکنیم که در گذشته انجام شده و اما نتیجه آن هنوز پابرجاست.
He has become violent. He is still violent. (او پرخاشگر شده است. او هنوز پرخاشگر است)
• وقتی در مورد بازهای از زمان صحبت میکنیم که از گذشته تا حال ادامه دارد.
We have been playing this game for a long time. (ما مدت زیادی است که این بازی را انجام دادهایم)
• وقتی میخواهیم اطلاعاتی در مورد اتفاقی که به تازگی رخ داده منتقل کنیم.
She has married her friend. (او با دوستش ازدواج کرده است)
2. برای منفی کردن افعال past participle کافی است بعد از have/has یک not قرار دهیم. میتوانیم شکل منفی آنها را بهصورت خلاصه نیز بنویسیم. مانند:
• They have not said anything about it. (آنها هیچچیز در موردش نگفتهاند)
• She hasn’t attended any of the sessions. (او در هیچکدام از جلسات شرکت نکرده است)
• We haven’t been here for ages. (ما سالهای سال است که اینجا نبودهایم)
3. برای سؤالی کردن جملات با افعال past participle کافی است have/has را به ابتدای جمله منتقل کنیم. ساختار سؤالی این افعال به صورت زیر است:
have/has + فاعل + past participle
• Have you seen Marry? (آیا ماری را دیدهای؟)
• Has she wake up yet? (آیا او هنوز بیدار شده؟)
مطلب مهم: past participle
نکته: تنها در حالت سؤالی و جملات منفی از yet استفاده میکنیم.
4. در جملات زمان حال کامل معمولاً از since و for زیاد استفاده میشود. for به معنی “به مدت” و since به معنی “از فلان موقع تا حالا” است. وقتی قصد داریم در زبان انگلیسی مدت زمانی که یک اتفاق طول کشیده را مشخص کنیم، میتوانیم از for استفاده کنیم. هر وقت هم میخواهیم نقطه شروع یک اتفاق در گذشته را مشخص کنیم از since استفاده میکنیم.
زمانی که در جمله از since استفاده میکنیم حتماً باید فعل حال کامل را استفاده کنیم. اما زمانی که از for استفاده میکنیم فعل جمله هم میتواند حال کامل باشد هم گذشته ساده.
به نمونههای زیر توجه کنید:
• I have been living here since I was a baby. (من از وقتی نوزاد بودم اینجا زندگی کردهام)
• She has never seen anything like it for her entire life. (او هرگز در طول عمرش چیزی مثل این ندیده است)
• We have been friends together since 1993. (ما از 1993 باهم دوست بودهایم)
• It hasn’t worked for ten years. (آن 10 سال است که کار نکرده)
• It has been snowing since yesterday. (از دیروز برف باریده است (دارد برف میبارد))
درس سوم
در زبان انگلیسی سه نوع جمله شرطی داریم. درس سوم انگلیسی پایه یازدهم به بررسی نوع اول جملات شرطی در انگلیسی میپردازد.
1. جملات شرطی از دو بخش تشکیل شدهاند : شرط جمله + جواب شرط. در انگلیسی شرط جمله را با کلمه if (اگر، چنانچه) مشخص میکنند. جواب شرط نیز معمولاً بعد از if قرار میگیرد. هرچند میتواند پیش از آن بیاید.
جملههای شرطی نوع اول در زبان انگلیسی به زمان آینده تعلق داشته و نشان میدهند که اگر در آینده کاری انجام شود، در نتیجه آن عمل دومی رخ خواهد داد. در نوع اول جملات شرطی، در بخش ابتدایی جمله از if در زمان حال ساده استفاده شده، و در بخش جواب فعل کلمه با کمک will ساخته میشود.دقت داشته باشید که شرط جمله یعنی قسمتی که if در آن قرار دارد نباید از زمان آینده ساده (will) استفاده شود.
به نمونههای زیر توجه کنید:
• If have time, I will come and visit you. (اگر زمان داشته باشم، به دیدارت میآیم)
• If you care about your children, you will consider this offer. (اگر به فرزندانت اهمیت میدهی، به این پیشنهاد فکر خواهی کرد )
• The wall will collapse, if you lean on it. (این دیوار خواهد ریخت، اگر به آن تکیه دهی)
• We will come inside, If we find the key. (داخل خواهیم آمد، اگر کلید را پیدا کنیم)
تمام لغات انگلیسی پایه دهم
در ادامه به تمام لغت انگلیسی که در دروس سهگانه پایه یازدهم آموزش داده میشوند اشاره میکنیم:
| خیلی | a lot of |
| حیرتآور | surprising |
| تاریخ | history |
| توضیح | explanation |
| زیر چیزی خط کشیدن | underline |
| مفعول (دستور زبان) | object |
| علاقه | interest |
| اخبار گوش کردن | listening to the news |
| به دنبال گشتن | search for |
| ناپدید شدن | disappear |
| صبحانه | breakfast |
| اقیانوسیه | Oceania |
| درصد | percent |
| لطفاً سکوت را رعایت کنید | Please be quiet |
| درباره | about |
| دوبرابر | twice |
| چند | few |
| دریافت کردن | receive |
| اشتباهاً | wrongly |
| نیازها را تأمین کردن | meet the needs of |
| اسلامی | Islamic |
| خبر | news |
| دبیرستان | high school |
| راستش را بخواهی | to be honest |
| آواز خواندن | sing |
| مترادف | synonym |
| تکه | slice |
| گفتاری | spoken |
| ترافیک | traffic |
| زبان | language |
| بومی | native speaker |
| وسیله | means |
| مناطق کشاورزی | farming region |
| باهوش | smart |
| زبان زنده | live language |
| کانادایی | Canadian |
| تشکیل دادن | make up |
| قرن | century |
| چه جالب! | interesting |
| کمتر | less |
| تکه | piece |
| شمع | candle |
| روی چمنها نروید | Keep off the grass |
| دلار | dollar |
| سوپ | soup |
| غیرممکن | impossible |
| کوچک | tiny |
| نامه یا ایمیل نوشتن | writing letters or emails |
| قرض گرفتن | borrow |
| توضیح دادن | explain |
| به طرز قابل توجهی | interestingly |
| مصاحبه کردن | interview |
| جمعیت | population |
| شروع شدن | begin |
| ساده | simple |
| بطری | bottle |
| حرف زدن با خارجیها | talking to foreigners |
| وجود داشتن | exist |
| نکته | point |
| تصور کردن | imagine |
| بنابراین | therefore |
| جسمی | physical |
| شروع | beginning |
| علیرغم | despite |
| اشاره | hint |
| آرزو | wish |
| سریع | quick |
| روشن کردن | turn on |
| زبان اشاره | sign language |
| شما به رستوران نزدیک میشوید | You are near a restaurant |
| بین | between |
| اسم غیر قابل شمارش | uncountable noun |
| قرص (نان) | loaf |
| احساس | feeling |
| موسسه | institute |
| اضافی | additional |
| بیگانه | foreigner |
| احترام گذاشتن | respect |
| به غیر از | besides |
| ضمیر | pronoun |
| زبان مادری | native language |
| کتبی | written |
| تقریباً | nearly |
| پروژه درسی | school project |
| دانشگاه | university |
| ارتباط برقرار کردن | communicate |
| احتمالی | probable |
| کمی | little |
| فضا | space |
| اینجا شنا نکنید | Do not swim here |
| دعوت کردن | invite |
| هفته بعد | next week |
| توجه | notice |
| حرف بزرگ (الفبای انگلیسی) | capital letter |
| روانی | mental |
| قیمت | price |
| از میان | through |
| فرم | form |
| کم | few |
| مسکو | Moscow |
| کالا | lot |
| نقطه | period |
| پارکینگ | parking lot |
| ارتباط | communication |
| انرژی بادی | wind power |
| زبان مادری | mother tongue |
| کتاب داستان خواندن | reading storybooks |
| انرژی | power |
| بلد بودن | know |
| نمره | grade |
| کمی | little |
| فکر کنم اینها را بر میدارم | I think I’ll take these |
| خواهش میکنم | you’re welcome |
| فهمیدن | understand |
| قهوه | coffee |
| استفاده کردن | use |
| چه قیمتی | how much |
| تجربه | experience |
| هنوز | still |
| خیلی | lots of |
| کاغذ | paper |
| وبگردی کردن در اینترنت | surfing the net |
| موش | mouse |
| چند | how many |
| به کمک | by means of |
| دردسترس | available |
| تا حد زیادی | greatly |
| مسلماً | absolutely |
| یادگیری | learning |
| هزینه داشتن | cost |
| کتاب داستان | storybook |
| ملون (خربزه، طالبی و ) | melon |
| کیلو | kilo |
| زبان در خطر | endangered language |
| دقیقه | minute |
| متفاوت بودن | vary |
| کیسه | bag |
| فاعل (دستور زبان) | subject |
| جامعه | society |
| کافیشاپ | coffee shop |
| پرسیدن | ask |
| چه کسی | who |
| میزبانی کردن | host |
| فصیحانه | fluently |
| با صدای بلند | loudly |
| خوشبختانه | luckily |
| پاسخ دادن | answer |
| آغاز کردن | start |
| مردن | die |
| باارزش | valuable |
| این اطراف پارکینگ هست | There is a parking lot around |
| مبادله کردن | exchange |
| فنجان | cup |
| چی | what |
| مهم نیست چقدر | no matter how |
| تا حد زیادی | largely |
| تفاوت | difference |
| پارسی | Persian |
| متغیر بودن | range |
| زود | early |
| لیوان | glass |
| ساعت | hour |
| قابل شمارش | countable |
| انتخاب کردن | pick |
| اجمالی نگاه کردن | scan |
| موبایلهای خود را خاموش کنید | Turn off your mobile phone |
| ناشنوا | deaf |
| علیرغم | despite |
| چه | what |
| چند | few |
| چطور | what about |
| معمول | normal |
| درمان کردن | cure |
| به اسکی رفتن | go skiing |
| مهم | key |
| بی اهمیت | unimportant |
| بچه | kid |
| مناسب | properly |
| مرتب | regular |
| ترجیح دادن | prefer |
| مضر | harmful |
| بازپخش کردن | replay |
| فراموش کردن | forget |
| خوابیده | asleep |
| روغن | oil |
| ممنون که زنگ زدی | Thanks for calling |
| شنا کردن | go swimming |
| به ندرت | rarely |
| بیماری | disease |
| به نظر رسیدن | seem |
| برنامه | plan |
| بیماری | condition |
| گذشته | past |
| با | with |
| نادرست | incorrect |
| دوباره | again |
| عادت | habit |
| ضربان قلب | heartbeat |
| مبارزه کردن | fight |
| رابطه | relationship |
| من بیشتر اوقات خانه هستم | I am home most of the time |
| معتاد به تلویزیون | couch potato |
| ممنوع | forbidden |
| اعتیاد | addiction |
| خوش نیامدن | dislike |
| ناامن | unsafe |
| سریع خواندن | skim |
| بیخانمان | homeless |
| فرار کردن | get away |
| میل دارید پیغامی بگذارید؟ | Would you like to leave a message? |
| سبک زندگی | lifestyle |
| مؤثر | effective |
| استفهامی | interrogative |
| تکنولوژیکی | technological |
| متوقف کردن | stop |
| باز اندیشیدن | rethink |
| (آهسته) دویدن | jog |
| فناوری | technology |
| به اسکیت رفتن | go skating |
| رفتار کردن | behave |
| واقعیت | reality |
| پسوند | suffix |
| بیدار شدن | get up |
| از آن زمان | since |
| دعوت | invitation |
| اجتماعی | social |
| عنوان | title |
| شرکت کردن | take part |
| بیخیال! | come on |
| بازنشسته شدن | retire |
| گوشت | meat |
| وقت گذراندن | hang out |
| اجازه دادن | let |
| مرحله | stage |
| وظیفه | function |
| به وجود آوردن | create |
| عجله کردن | hurry up |
| تابهحال | ever |
| ادامه دادن | keep on |
| رفتار | manner |
| رویداد اجتماعی | social event |
| خط | line |
| فشارخون | blood pressure |
| عجله کردن | rush |
| خوشحالی | happiness |
| به دوندگی آهسته رفتن | go jogging |
| برگشتن | come back |
| بیرون رفتن | going out |
| کم کردن | decrease |
| دیر | late |
| متوازن | balanced |
| به هر حال | however |
| پاراگراف | paragraph |
| ناسالم | unhealthy |
| ناکامل | incomplete |
| مراقب بودن | watch out |
| دو آهسته | jogging |
| از لحاظ جسمی | physically |
| بالا رفتن | climb |
| به قایقرانی رفتن | go sailing |
| چاق | fat |
| روی برگرداندن | turn around |
| مرگ | death |
| به گذشته فکر کردن | look back |
| تأثیر گذاشتن | influence |
| خوراک سبک | snack |
| بهخصوص | certain |
| باعث شدن | cause |
| ماهیگیری رفتن | go fishing |
| راز | secret |
| فوتبال بازی کردن | playing football |
| تغییر دادن | change |
| آموزش عالی | higher education |
| جزئیات | details |
| اینترنت | Internet |
| وزن اضافه کردن | gain weight |
| سلیقه | taste |
| چک کردن | check |
| حرکت دادن | move |
| به دو رفتن | go running |
| بهمدت | for |
| مثبت | affirmative |
| نامیدن | name |
| اندازهگیری کردن | measure |
| بینظمی | disorder |
| به آرامی | slowly |
| متولدشده | born |
| افسرده | depressed |
| خطرناک | dangerous |
| هیجانانگیز | exciting |
| مخصوصاً | especially |
| مراقب بودن | look after |
| به اسکی رفتن | go skiing |
| جایی | somewhere |
| کار | business |
| هنوز | yet |
| والیبال | volleyball |
| از همه بیشتر | above all |
| غذاهای خانگی | homemade dishes |
| نچ | nope |
| سبزی | green vegetable |
| حمله قلبی | heart attack |
| وضعیت سلامت عمومی | general health |
| همه جا | everywhere |
| پیشوند | prefix |
| پیادهگردی | hiking |
| شنا کردن | go swimming |
| تو بردی! | You won! |
| داروهای ضدسرطان | anti-cancer drugs |
| اخیر | recent |
| اسم مصدر | gerund |
| پیشرفت کردن | improve |
| تا | by |
| به اسکی رفتن | go skiing |
| ورزشکار | sportsperson |
| دلیل | reason |
| خاموش کردن | turn off |
| ور شدن | go away |
| ماهیگیری رفتن | go fishing |
| دعا کردن | praying |
| بازنویسی کردن | rewrite |
| اسکنر | scanner |
| کوهنوردی | climbing |
| احساسی | emotional |
| متولدشده | born |
| مراقب خودت باش! | take care |
| کوهستان | mount |
| مأموریت | mission |
| عضو شدن | join |
| حتی | even |
| ماشین لباسشویی | washing machine |
| مخالفت کردن | disagree |
| فشار عصبی | stress |
| چه خبر؟ | How is it going? |
| جلوگیری کردن | prevent |
| دوچرخهسواری | cycling |
| ماهیگیری رفتن | go fishing |
| رژیم غذایی | diet |
| پیادهروی | walking |
| در مقابل | against |
| پرس | serving |
| میانترم | midterm |
| منفی | negative |
| پروتئین | protein |
| خنده | laughter |
| خجالتزده | ashamed |
| متعجب | surprised |
| کار هنری کردن | practice art |
| سعی کردن | attempt |
| هنری | artistic |
| بافتن | weave |
| هر وقت | whenever |
| علوم | science |
| اثر هنری | artwork |
| از عرض | across |
| کنار آمدن | get along |
| پریدن | jump |
| موافق بودن | agree |
| نمره | mark |
| در حقیقت | in fact |
| خوشحال | glad |
| ماهر | skillful |
| قالیچه | rug |
| قدر دانستن | appreciate |
| چوب | wood |
| شغل | work |
| نمونه | example |
| سرگرم | amused |
| خطاطی | calligraphic |
| به انضمام | including |
| خلاق | creative |
| چراغ | light |
| برگشتن | get back |
| اثر انگشت | fingerprint |
| تزیینی | decorative |
| بهتزده | shocked |
| نگران | worried |
| لذت | pleasure |
| هنرمند | artist |
| اقتصاد | economy |
| انسان | humankind |
| اجتماعی | sociable |
| ابریشم | silk |
| خوششانس | fortunate |
| متأسف | sorry |
| رسیدن به (وسایل نقلیه) | catch |
| اگر | if |
| ساعت دیواری | wall clock |
| مفتخر | proud |
| گیج | confused |
| تنوع | diversity |
| خیریه | charity |
| منحصربهفرد | unique |
| حداقل | at least |
| جایزه | prize |
| وسیع | vast |
| محصول | product |
| برف آمدن | snow |
| کاشی | tile |
| متضاد | antonym |
| جنگ جهانی | world war |
| فرش | carpet |
| جمع کردن (وسایل) | pack |
| جنوب غربی | southwest |
| به درستی | correctly |
| معرفی کردن | introduce |
| ارزش قائل بودن | value |
| سفالگری | pottery |
| امیدوار | hopeful |
| ترسیده | frightened |
| متحیر | amazed |
| (پول) در آوردن | earn |
| با موفقیت گذراندن | pass |
| سنت | custom |
| میهن | homeland |
| سوغاتی | souvenir |
| انتخاب کردن | choose |
| کاشی کاری | tilework |
| سلامتی | wellness |
| ارجاع دادن | refer |
| کالا | item |
| همیشگی | usual |
| منبع | reference |
| بستگی داشتن | depend |
| تصمیم گرفتن | decide |
| قوه تخیل | imagination |
| صنایع دستی | handicraft |
| نقاشی | painting |
| درآمد | income |
| خواستن | want |
| خیلی | quite |
| راستش را بخواهی | to tell the truth |
| منطقه | area |
| کارگاه | workshop |
| بازار | bazaar |
| یکدیگر | each other |
| شرطی | conditional |
| بخش | part |
| خوشنویسی | calligraphy |
| محلی | local |
| فلزکاری | metalwork |
| قول دادن | promise |
| دادن | give |
| مجموعه | collection |
| صبر کردن | wait |
| هویت | identity |
| مخالف | opposite |
| هنرمند | craftsman |
| شاد | cheerful |
| خوششانس | lucky |
| غنی | rich |
| کسل | bored |
| انتظار داشتن | expect |
| و غیره | etc |
| مشهور | well-known |
| راضی | satisfied |
| هنر | art |
| زیبا | lovely |
| خسته | tired |
| تاثیرگذار | touching |
| قالی ایرانی | Persian carpet |
| هنرمند | craftswoman |
| آزمون | exam |
| نامطمئن | uncertain |
| تماس گرفتن | phone |
| بازتاب کردن | reflect |
| همسایه | neighbor |
| فعالیت | activity |
| اخلاقی | moral |
| تخفیف | discount |

