در زبان انگلیسی هر دو کلمه too و enough برای بیان شدت چیزی استفاده شده و همراه با صفت، قید و اسم به کار میروند. در این مقاله از آکادمی روان به بررسی تفاوت enough / tooمیپردازیم، با ما همراه باشید.
تفاوت enough و too در چیست؟
کلمه too به معنای “بیش از حد” است و بیشتر اوقات بار منفی با خود دارد اما enough معنای “به اندازه کافی” داشته و اغلب در جملات مثبت استفاده میشود.
بیشتر بخوانید: حروف الفبای انگلیسی
کاربرد Enough در انگلیسی
وقتی مقدار چیزی اندازه بوده و نه کم است و نه زیاد، کلمه Enough مناسب است. Enough یا قبل از اسم یا بعد از قید و صفت آورده میشود.
Enough + صفت
اسم + enough
We have enough money to buy it
پول کافی برای خرید آن داریم.
She is old enough to drive
به اندازه کافی بزرگ است که بتواند رانندگی کند.
I didn’t study enough for the exam
من به اندازه کافی برای امتحان مطالعه نکردم.

- زمانی که Enough همراه با صفت استفاده میشود، نشان دهنده آن است که مقدار کافی از یک چیز وجود داشته یا مقدار آن خواسته فاعل را برطرف میسازد.
He is strong enough to carry the box
او به اندازه کافی قوی است که جعبه را حمل کند.
- اگر از آن بعد از قید استفاده کنید، به این معنی است که عمل انجام شده رضایتبخش است.
We drove fast enough to arrive on time
ما به اندازه کافی سریع رانندگی کردیم تا به موقع برسیم.
- وقتی enough با ضمایر خاصی مانند the، a، an، my، your و … استفاده شود، باید بعد از آن کلمه “of” بیاید.
If enough of us go on the trip, they will give us a discounted rate
اگر تعداد کافی از ما به این سفر برویم، به ما تخفیف میدهند. ( در این مثال Us ضمیر است، به همین دلیل حتما باید از of استفاده کنید.)
مطلب مهم: آموزش زبان انگلیسی برای کودکان
کاربرد too در انگلیسی
همانطور که اشاره شد، Too به معنای خیلی زیاد و بیش از حد است. Too را میتوان به راحتی با صفت یا قید استفاده کرد.
It’s too hot today
امروز هوا خیلی گرم است.
You’re driving too fast!
خیلی تند رانندگی می کنی.
The car is too expensive.
ماشین خیلی گرون است. ( امکان خرید ماشین وجود ندارد.)
- به خاطر داشته باشید هنگام توصیف اسمها، باید کلمه “many” را برای اسمهای قابل شمارش و “much” را برای اسمهای غیرقابل شمارش اضافه کنید. too much و Too many به معنای «بیشتر از آنچه نیاز است»، هستند.
There is too much fog for me to be able to see the road
مه آنقدر زیاد است که نمیتوانم جاده را ببینم.
I didn’t enjoy the concert. There were too many people
من از کنسرت لذت نبردم. افراد زیادی بودند.
They lost because they made too many mistakes
آنها باختند زیرا اشتباهات زیادی مرتکب شدند.
همچنین بخوانید: آموزش زبان انگلیسی از صفر تا صد رایگان
جمع بندی
| کلمه | معنی | حس کلی | مثال |
| Enough | به اندازهی کافی | مثبت یا خنثی | I have enough money |
| Too | زیادی، بیش از حد | منفی | This bag is too heavy |