آکادمی روان
جستجو کردن
بستن این جعبه جستجو.

داستان انگلیسی:کودکان ربوده شده به سیرک فروخته شدند!

داستان انگلیسی کودکان ربوده شده به سیرک فروخته شدند!
off 55%
گیف دوره جامع
✅ شما با استفاده از داستان انگلیسی کوتاه می‌توانید چهار مهارت زبان انگلیسی خود را تقویت کنید. ✏️
آنچه در این مطلب خواهید آموخت [نمایش سر فصل‌ها] کلیک کنید!

level: intermediate

Voice:

Transcript:

KIDNAPPED AND SOLD TO A FREAK SHOW

The sun was high and the temperature higher one fateful day in 1899. Six-year-old George Muse and his brother Willie Muse were working in the tobacco fields of Virginia.

The brothers were different from the other black workers on the plantation. They were albinos whose light skin color made them stand out.

Looking up from their work, the brothers saw a well-dressed gentleman approach. Such a dapper man was a strange sight in their world of dirt roads and run-down shacks.

The wealthy looking stranger’s name was Robert Stokes, and he owned a ‘freak show.’ While it seems cruel now, in the early 20th century, traveling freak shows that exploited physically abnormal people were popular.

Stokes invited the brothers into his carriage with the promise of sweets. What happened next would leave a bitter taste in the brothers’ mouths for years to come.

In a blink of an eye, the young boys were sold into the world of the sideshow freak.

As the brothers grew up performing in the freak show, they became popular with the crowds. They were sometimes called the Sheep-Headed cannibals. Their real names and feelings were unimportant. They were little more than goldfish in a bowl.

Each night after performing in a packed tent to crowds, the brothers would cry themselves to sleep. Alone in their flea infested beds, they would call for a mother they believed was dead.

The brothers had a natural gift for singing and playing musical instruments. In the 1920s, they became part of Bertram Mills’ famous circus.

The brothers filled the pockets of those who exploited them with gold, but they never saw a penny.

When the circus came to Roanoke, Virginia, their mother was in the audience. She had never stopped searching for her two boys. She had finally tracked them down.

During their performance, the brothers saw their mother. George cried, “Look Willie there’s our dear old mother. She’s not dead.” They ran off the stage and into the loving arms of the woman they had been stolen from nearly 30 years before.

The police told the circus owner that the men were free to leave with their mother. They finally went home.

It was a case of out of the frying pan and into the fire. Their stepfather Cabel Muse began charging people to visit the house and view them.

Enough was enough. The brothers returned to the circus but on their own terms. They went on to travel the world and become well-paid stars instead of exploited victims.

They worked hard and retired in the 1960s with enough money to buy a house. They lived together until George died in 1972. His brother Willie lived until the ripe old age of 108.

ترجمه متن:

کودکان ربوده شده به سیرک فروخته شدند

در روزی سرنوشت ساز در سال ۱۸۹۹ که خورشید در آسمان بالا آمده بود و هوا گرم بود،«جورج میوز» شش ساله و برادرش«ویلی میوز» در مزارع تنباکوی ویرجینیا مشغول به کار بودند.

این دو برادر از سایر کارگران سیاه پوست کشتزارمتمایز بودند. آن‌ها زال بودند و رنگ پوستشان باعث شده بود که با بقیه فرق داشته باشند.

این دو برادر زمانی که مشغول کار بودند، مردی خوش پوش و شیک را دیدند که به سمت آن‌ها می‌آید. چنین مرد خوش تیپی در بین جاده‌های خاکی و خانه‌های رو به ویرانی آن‌ها منظره‌ی عجیب و غریبی بود.

این غریبه‌ی ثروتمند «رابرت استوکس» نام داشت و صاحب «کارنوالِ نمایشی ِخارق العاده» بود. با اینکه شاید امروزه بی رحمانه به نظر برسد اما در اوایل قرن ۲۰ کارنوال‌های نمایشی ، افرادی که دارای مشکلات جسمانی بودند را مورد سوءاستفاده قرار می‌دادند این امر در آن زمان شایع بود.

استوکس این دو برادر را با وعده شیرینی به درشکه‌ی برد. اتفاقی که افتاد اثرش تا سال‌ها برایشان باقی ماند.

آن دو پسر کوچک در یک چشم به هم زدن به دنیای عجیب و غریب نمایش در ،سیرک فروخته شدند.

این دو برادر در اجرای نمایش‌های سیرک بزرگ شدند و بین مردم محبوبیت پیدا کردند. گاهی اوقات آن‌ها را «آدمخوارهای گوسفند سر» صدا می‌زدند. این که به چه اسمی آن‌ها را می‌شناختند برایشان مهم نبود. آن‌ها همیشه زندگیشان تحت نظر افراد دیگر بود.

دو برادر هر شب پس از اجرای برنامه در چادری مملو از جمعیت آنقدر گریه می‌‌کردند تا خوابشان می‌برد. آن‌ها در بستری پر از کَک، مادری را صدا می‌زدند که فکر می‌کردند مرده است

این دو برادر در آواز خواندن و نواختن موسیقی استعدادی ذاتی داشتند. در دهه ۱۹۲۰ آن‌ها جزئی از برنامه سیرک معروف برترام میلز شدند.

این دو برادر جیب‌های کسانی را که از آن‌ها سوء استفاده کرده بودند پر از طلا کردند اما حتی یک پنی هم گیر خودشان نیامد.

هنگامی که سیرک به روانوکو در ویرجینیا رسید، مادرشان در میان تماشاچی‌ها بود. او هرگز دست ازجستجوی دو پسر خود بر نداشته بود. سرانجام آن‌ها را پیدا کرد.

دو برادر هنگام اجرای برنامه مادرشان را دیدند. جورج داد زد: نگاه کن ویلی، مادر عزیزمان انجاست. او نمرده است.»

آن‌ها از صحنه پایین آمدند و به سمت دستان پر مهر زنی دویدند که حدود ۳۰ سال پیش از آن دزدیده شده بودند.

پلیس به صاحب سیرک گفت که این دو مرد آزادند که با مادرشان بروند. آن‌ها سرانجام به خانه برگشتند.

حکایت آن‌ها از چاله به چاه افتادن بود. پدرخوانده آن‌ها کابِل میوز از مردم پول می‌گرفت تا به خانه بیایند و آن‌ها را ببینند.

دیگر صبرشان لبریز شده بود. آن دو برادر این بار به میل خود و با مشخص کردن شرایط به سیرک بازگشتند. آن‌ها به دور دنیا سفر کردند و به جای اینکه قربانی ظلم شوند، به ستاره‌هایی پردرآمد تبدیل شدند.

آن‌ها به سختی کار کردند و در دهه ۱۹۶۰ و با داشتن پول کافی برای خریدن خانه بازنشسته شدند. آن‌ها با هم زندگی کردند تا اینکه جورج در سال ۱۹۷۲ درگذشت. برادرش ویلی تا سن ۱۰۸ سالگی زندگی کرد.

 

بهترین دوره برای یادگیری کامل مکالمه زبان انگلیسی

در هر زبانی 90 درصد مکالمه و صحبتی که شما در طول شبانه روز با افراد مختلف دارید شامل 700 قالب است که استاد کریمی و تیم متخصص آکادمی روان بعد از 3 سال این 700 قالب طلایی زبان انگلیسی را جمع‌آوری کرده‌اند و داخل ترم پیشرفته دوره جامع آکادمی روان آموزش داده‌اند. برای مشاهده دوره روی تصویر زیر کلیک کنید و برای کسب اطلاعات بیشتر به مشاورین ما با شماره تماس 09130013252 پیام دهید.

پکیج‌های آکادمی کریمی

Idioms in Persian:

در یک چشم به هم زدن In the blink of an eye
تحت نظارت بودن Goldfish in a bowl
بعد از جستجوی زیاد کسی را پیدا کردن Track down
خیلی پیر ولی در شرایط جسمی خوبی است Ripe old age

Frying pan into the fire: ترجمه تحت اللفظی این اصطلاح «بیرون آمدن از ماهیتابه داغ و رفتن به درون آتش» است. این اصطلاح از یکی از حکایت های ازوپ گرفته شده که درباره یک ماهی است که با تصمیم اشتباه از یک موقعیت بد به موقعیتی بدتر می‌رود.

اما معادل این ترجمه در فارسی از چاله درامدن و به چاه افتادن است

Idioms in English:

have a gift 🟰 Leave a bitter taste in one’s mouth
stand out 🟰 track someone down
enough is enough 🟰 a way to express that you will no longer tolerate something
on your own terms 🟰 under conditions that you decide because you are in a position of power
in the blink of an eye 🟰 suddenly; instantly
have a gift 🟰 to have a talent or ability


همچنین مطالعه کنید:

 


 

برای تمرین از طریق پادکست انگلیسی و داستان‌های انگلیسی کانال کست باکس ما را دنبال کنید.

اشتراک گذاری مقاله در:
در کنار شما هستیم

مشاوره و ثبت‌نام در دوره جامع آموزش زبان انگلیسی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این آخرین تلاش و هزینه برای یادگیری زبان تو خواهد بود.

🔴 برای ثبت‌نام کامل‌ترین دوره آموزش زبان انگلیسی، کلیک کنید.  ⬇️

تو هم بیا جزو ۶۰ هزار زبان آموز موفق ماشو…

پرفروش‌ترین دوره‌ها

برای پشتیبانی دوره و سوال در مورد ثبت‌نام کامل‌ترین دوره آموزش زبان انگلیسی، به یکی از روش‌های زیر با ما تماس بگیرید.

off 55%

این آخرین تلاش و هزینه برای یادگیری زبان تو خواهد بود.

تو هم بیا جزو ۶۰ هزار زبان آموز موفق ماشو…

جهت ثبت نام و دریافت دوره جامع زبان انگلیسی اسم و شماره تماس خود را برای ما ارسال کنید.